سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )

33

طب در دوره صفويه ( فارسى )

امروز ديوانه به او دال بر اين است كه اثرى از ديوانگى در وى تشخيص داده است و لازم است كه علاج واقعه را قبل از وقوع بنمايد . در دورهء بعد از مغول يك بار ديگر فعاليت‌هائى در زمينه بناى مراكز درمانى شروع گرديد و مىبينيم كه رشيد الدين طبيب آباقا خان و وزير غازان خان به هنگام نوسازى تبريز ، اقدام به ساختن دانشگاه ، بيمارستان‌ها و كتابخانه‌هاى چندى نيز كرد و در شهر مزبور خيابان مخصوصى براى سكونت دانشجويان پزشكى ، فقها و قضات بنا نمود و شخصى به نام محمد بن النيلى را به رياست بيمارستان شهر منسوب ساخت . در شهر همدان يعنى زادگاه رشيد الدين نيز در سال 672 بيمارستانى ساخته شد ، اين بيمارستان ابتدا در اثر سوء اداره رئيس آن وضع ناخوش‌آيندى پيدا كرد و رشيد الدين ابن - مهدى حكيم را به اين سمت برگزيد و به وى توصيه كرد تا هر نوع اقدام لازمى را براى بهبود مجدد وضع بيمارستان و رفاه بيمارانى كه در آن بسترى بودند به عمل بياورد و داروهاى لازم را براى درمان ايشان فراهم نمايد . منطقه دوردستى نظير شيراز نيز از نظر دور نماند و رشيد الدين اقدام به نوسازى بيمارستان شهر مزبور كرد و پزشكى به نام محمود بن الياس را به رياست آن برگزيد . رشيد الدين هم‌چنين شهر سلطانيه ( اراك فعلى ) را نوسازى كرد و يك مسجد ، يك مدرسه و يك بيمارستان جديد در آن بنا نمود . چنين به نظر مىرسد كه نسل‌هاى بعد نتوانستند به اين كوشش‌ها ادامه بدهند زيرا با از بين رفتن ايلخانيان مغول بيمارستان‌ها هم رونق خود را از دست دادند و اين وضع هم‌چنان ادامه داشت تا اينكه يك بار ديگر تيمور لنگ در اواخر قرن هشتم كمر به احياى آن‌ها بست . او فرمان داد كه در هريك از شهرهاى تحت سلطهء وى بايد لااقل يك مسجد ، يك مدرسه و يك بيمارستان وجود داشته باشد . اندكى بعد عصر ساختمان‌هاى بزرگ دورهء صفويه آغاز گرديد اما در اغلب موارد در اين كارهاى ساختمانى عظيم توجهى به بيمارستان مبذول نگرديد و تنها استثنائى كه در اين امر به چشم مىخورد مرقد مطهر حضرت رضا ( ع ) است زيرا مىبينيم پس از آنكه آرامگاه و مسجد مجاور آن نوسازى گرديد بيمارستانى نيز در جوار آن ساخته شد كه بطور مرتب به درمان زوار مىپرداخت و از نيازمندان دستگيرى به عمل مىآورد و اين خدمات تا به امروز نيز ادامه يافته است در اين بيمارستان پزشكان عالىمقامى چون سيد معز الدين اصفهانى كه پس از آنكه از چشم شاه تهماسب افتاد به مشهد رفت و مجاور گرديد خدمت مىكردند . علاوه بر اين شخص بايد از عماد الدين نام برد كه او هم پس از آنكه از خدمت استاجلو كناره‌گيرى كرد پزشك بيمارستان مشهد گرديد و بالاخره در اواخر دورهء صفويه ميرزا ابو طالب اصفهانى در آنجا به خدمت پرداخت . هر قدر بيمارستان مشهد مجهز و پر فعاليت بود ، بيمارستان‌هاى اصفهان در وضع